تبلیغات
دهكده ی جك واس ام اس

دهكده ی جك واس ام اس

دراین دیاربی کسی کسی به در نمی زند به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند

 

نظر بدهید لطفا...

 

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

سلام خدمت همه  دوستان  عزیز

این قدر نظرات شما کمه که آدم هوس میکنه قید وبلاگو بزنه لطفا نظر بد ییییییییییییییییییییییییییییییییییید.

ضمنا تو نظر سنجی تا به الان جک غضنفر از همه بیشتر مخاطب داشته پس منم سعی میکنم بیشترش کنم.

......................................



اشعاری خواندنی و پندآموز از نوای اصفهانی

 

نوع مطلب :پند و اندرز (بخوان و پند بگیر) ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

واجب الحج شدگانی كه از این بوم و برند                    عازم خانه ی حق اند و زحق بی خبرند

دلشان چون حجرالاسود سخت است و سیاه                 از خدا غافل و مشتاق طواف حجرند 

واجب الحج شده اند امسال از مال كسان                     ناكسان بین كه به سوی چه كسی ره سپرند

به اله كه این غافله این حجاج ریا كار و دنی               ظاهر آراستگانند ولی بد سیرند 

برده از یاد به كل مسئله ی خمس و زكات                   زیر دین فقرا مانده به پا تا به سرند 

زن و مرد و پسر و دختر و هم میهنشان                     همه از جور همین طایفه ی خونین جگرند 

هست در كوی همین طایفه بس پیر و فقیر                   كز تهی دستی در آتش غم شعله ورند 

این همه حاجی از این كشور این قدر گدا                    بهر نانی به فغان بر سر رهگذرند 

سعی دارد كه شود گفته ی مجمیر تعریف                    بهر اینان كه ز راه بشریت بدرند 

بو بصیر آنكه به تاریخ ذریرش شمرند                        رفت و از حضرت صادق پرسید 

كه ایا زاده ی پیغمبر حجاج امسال                             گویی از وضع صدا بیش تر از پیشترند 

حضرت آنگاه دو انگشت مبارك بگشود                       گفت بنگر كه ایشان بشرند یا جانورند

بو بصیر آنگه از دیده ی دل كرد نظر                           دید محرم شدگان اكثرشان گاو و خرند 

هر چه حاجی رود از كشور ما نیز كنون                      با چنین وضع از این گاو و خران پست ترند 

گاه احرام به فكر همه مشغول خداست                        غرق ، این طایفه در فكر قماش و شكرند 

همه نشنیده صدای حق و لبیك گویان                          در منا چون شتران در عقب یكدیگرند 

چون ابوطالب یزدی همه هنگام طواف                       گردن افراشته مستوجب ضرب تبرند

كاشكی صاعقه ای آید سوزد همه را                         تا دگر شمع از این خانه به مسجد نبرند

تا دگر نان نگذارند به خوان دیگران                          با وجودی كه كسان همه بی ما حضرند

هیچ كس مانع این فرقه ی جاهل نشود                      كه خطا كرده و در نزد همه محترمند

نهی منكر نكنند امر به معروف كسان                        اولیای وطن ما چقدر بی هنرند

حرمت آنان كه برین قوم گذارند (امیر)                     مردمی كور دل ابله و كوتاه نظرند

 

                                                                        شادروان نوای اصفهانی

زندگی نامه مولانا جلال الدین محمد بلخی

 

نوع مطلب :زندگی نامه بزرگان ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

مولانا جلال الدین محمد بلخی ؛ رومی؛ فرزند بهاالدین الولد سطان العلماء در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسیده بود كه پدر او به علت رنجشی كه از سلطان محمد خوارزمشاه پیدا كرده بود شهر و دیار خود راترك كرد و با خاندان خود به عزم حج و زیارت كعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نیشابور به زیارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدین « را ستایش كرد . وكتاب اسرار نامه ئ خود را به او هدیه داد.

پدرش از خراسان عزم بغداد كرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصریه عازم مكه شد. وپس از بر آوردن مناسك حج قصد شام كرد و مدتها در آن شهر ماند و در پایان عمر به شهر قونیه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق میپرداخت.

جلال الدین محمد پس از وی در حالی كه بیش از24 سال از عمرش نمی گذشت بر مسند پدر نشست و به ارشاد خلق پرداخت . در این هنگام برهان الدین محقق ترمذی كه از تربیت یافتگان پدرش بود, به علت هجوم تاتار به خراسان و ویرانی آن سرزمین به قونیه آمد و مولانا او را چون مراد و پیری راه دان برگزید و پس از فوت این دانا مدت 5 سال در مدرسه پر خود به تدریس فقه و سایر علوم دین مشغول شد . تا آنكه در سال 642 هجری به شمس تبریزی برخورد .

شمس و افادات معنوی او در مولانا سخت اثر كرد . مولانا قبل از ملاقات با شمس مردی زاهد ومتعبد بود و به ارشاد طالبان وتوضیح اصول و فروع دین مبین مشغول بود . ولی پس از آشنایی با این مرد كامل ترك مجالس وعظ وسخنرانی را ترك گفت ودر جمله صوفیان صافی واخوان صفا درآمد وبه شعر وشاعری پرداخت واین همه آثار بدیع از خود به یادگار گذاشت .

شمس بیش از سه سال در قونیه نماند وبه عللی كه به تفضیل در شرح احوال مولانا باید دید . شبی در سال 645 ترك قونیه گفت وناپدید شد . مولانا در فراغ او روز گار ی بس ناروا گذراند وچون از وی نا امید شد دل به وپس از او به حسام الدین چلپی سپرد و به در خواست او به سرودن اشعار مثنوی معنوی مشغول شد. و اشعار این كتاب را به حسام الدین عرضه میكرد, تا اینكه سر انجام در اوایل سال 672 هجری به دیدار یار شتافت. مولانا در زمانی می زیست كه دوران اوج ترقی و درخشش تصوف در ایران بود. در طی سه قرن پیش از روزگار زندگی او, درباره اقسام علوم ادبی , فلسفی , دینی و غیره به همت دانشمندان و شاعران و نویسندگان نام آور ایرانی مطالعات عمیق انجام گرفته وآثار گرانبهایی پدید آمده بود.

شعر فارسی در دوره های پیش از مولانا با طلوع امثال رودكی , عنصری , ناصر خسرو , مسعود سعد , خیام ,انوری ,نظامی ,خاقانی راه درازی سپرده ودر قرن هفتم هجری كه زمان زندگانی مولوی است , به كمال خود رسیده بود. شعر عرفانی هم در همین دوره به پیشرفت های بزرگ نائل آمده و بدست عرفای مشهوری همچون سنایی , عطار و دیگران آثار با ارزشی مانندحدیقه , منطق الطیر , مصیبت نامه , اسرار نامه و غیره پدید آمده بود.

مولوی را نمی توان نماینده دانشی ویژه و محدود به شمار آورد. اگر تنها شاعرش بنامیم یا فیلسوف یا مورخ یا عالم دین, در این كار به راه صواب نرفته ایم . زیرا با اینكه از بیشتر این علوم بهره وافی داشته و گاه حتی در مقام استادی معجزه گر در نوسازی و تكمیل اغلب آنها در جامعه شعرگامهای اساسی برداشته , اما به تنهایی هیچ یك از اینها نیست, زیرا روح متعالیو ذوق سرشار, بینش ژرف موجب شده تادر هیچ غالبی متداول نگنجد.

شهرت بی مانند مولوی بعنوان چهره ای درخشان و برجسته در تاریخ مشاهیرعلم و ادب جهان بدان سبب است كه وی گذشته از وقوف كامل به علوم وفنون گوناگون, عارفی است دل اگاه, شاعری است درد شناس, پر شور وبی پروا و اندیشه وری است پویا كه ادمیان را از طریق خوار شمردن تمام پدیده های عینی و ذهنی این جهان, همچون: علوم ظاهری , لذایذ زود گذر جسمانی, مقامات و تعلقات دنیوی , تعصبات نژادی, دینی و ملی, به جستجوی كمال و ارام و قرار فرا می خواند. آنچه مولانا میخواهد تجلی خلق و خوی انسانی در وجود آدمیان است كه با تزكیه درون و معرفت حق و خدمت به خلق و عشق و محبت و ایثا و شوق به زندگی و ترك صفات ناستوده به حاصل می آید.

هنر بزرگ او بحث و برسی های دلنشین و جاودانه ای است كه به دنبال داستان ها پیش می آورد و اندیشه های درخشان عرفانی و فلسفی خود را در قالب آنها قرار میدهد. داستان بهانه ای است تا بهتر بتواند در پی حوادثی كه در قصه وصف شده ، مقاصد عالی خود را بیان دارد.

در تعریف تصوف سخنان بسیار آمده است. از ( ابو سعید ابو الخیر ) پرسیدند كه صوفی كیست؟ گفت: آنكه هر چه كند به پسند حق كند و هر چه حق كند او بپسندد. صوفیان ترك اوصاف و بی اعتنایی به جسم و تن را واجب می شمارند و دور ساختن صفات نكوهیده را آغاز زندگی نو وتولدی دیگر به شمار می آورند.

چکیده مطالب:
نام: جلال الدین محمد بلخی رومی
نام پدر: بهاء الدین الولد سلطان العلماء
تاریخ و محل تولد: ۶ ربیع الاول ۶۰۴-- بلخ

مهمترین وقایع زندگی مولانا:
۵سالگی خانواده اش بلخ را به قصد بغداد ترک کردند.
۸سالگی از بغداد به سوی مکه و از آنجا به دمشق و نهایتاْ به منطقه ای در جنوب رود فرات در ترکیه نقل مکان کردند.
۱۹ سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد و دوباره به قونیه (محلی در ترکیه امروزی) رفت.
۳۷ سالگی در روز شنبه ۲۶ جمادی آلخر ۶۴۲ ه.ق با شمس ملاقات کرد.
۳۹ سالگی در ۲۱ شوال ۶۴۳ شمس قونیه رو ترک کرد.

معروفترین کتابهای مولانا:
دیوان شمس- مثنوی معنوی- فیه ما فیه

تاریخ و محل فوت:
در غروب روز ۵جمادی الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگی در قونیه فوت کرد که الان مقبره این شاعر برزگ قرن ششم در قونیه (ترکیه امروزی) می باشد که محل زیارت عاشقان و شیفتگان این شاعر برزگ هستند.


خنده و شوخی پیامبر (ص)

 

نوع مطلب :داستان های کوتاه ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

خنده و شوخی پیامبر (ص)

یک روز پیرزنی که در برخی از خبرها، از او به نام صفیه یاد شده است، در مجلس پیامبر (ص) حاضر بود.
پیامبر فرمود
:
- پیرزن ، وارد بهشت نمی شود
.
صفیه که از شنیدن این خبر ناراحت شده بود، ناگهان شروع به گریستن نمود
.
پیغمبر (ص) خندید و گفت
:
- مگر در قرآن نخوانده ای که : زنان پیر، به صورت دوشیزگان وارد بهشت می شوند.



نوروز1390

 

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

عیدتان مبارک................

  • تعداد کل صفحات:119 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...