دهكده ی جك واس ام اس

دراین دیاربی کسی کسی به در نمی زند به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند

 

لطیفه های خیلی خیلی خنده دار

 

نوع مطلب :جک خنده دار ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

لطیفه های خیلی خیلی خنده دار

مردی با پسرش سر راه ایستاده بود. پسر از پدر پرسید: بابا در آن جعبه چیست؟ پدر گفت: آدم. پسر پرسید: او را به کجا می‌برند؟ گفت: جایی که نه خوردنی است، نه پوشیدنی، نه نان، نه هیزم، نه آتش، نه طلا، نه نقره، نه فرش، نه گلیم. پسر گفت: بابا، یعنی او را به خانه‌ی ما می‌برند؟

@@@

لطیفه های خنده دار
با مردی گفتند: آیا خوشحال می‌شوی هزار درهم به تو بدهند؟
گفت: آری. لیک باید صد چوب بزنند!گفتند: چوب خود چرا؟
گفت: یقین دانیم که در این زمانه مفت چیزی به کس ندهند.

@@@

جک و لطیفه خنده دار
اعرابی با زنش گفت: اگر خرما و روغن می‌داشتیم، آردی از همسایه‌ها می‌طلبیدیم، و دیگی عاریت می‌کردیم، و حلوا می‌پختیم.

@@@

جوک و لطیفه خنده دار
شخصی گفت: از تو دو حاجت دارم. یکی آنکه فلان مبلغ مرا قرض دهی، و دیگر آنکه سه ماه مرا مهلت دهی تا به آهستگی آن دین بگزارم.گفت: حاجت اول مقدور نیست، اما حاجت دوم به جای سه ماه تو را یک سال مهلت دادم.

@@@

جک خنده دار
شخصی نزد قاضی محمد آمد و دعوی کرد که فلان مرا گفتست گه مخور. (قاضی) گفت: غلط گفتست، تو برو کار خود را باش.

@@@

جوک ملانصرالدین خنده دار
یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن. دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟
ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم. اونی که یه گوش داره مال من، اونی هم که دو گوش داره مال تو.فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده! دوست ملا میگه: حالا چیکار کنیم؟
ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم.فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه. دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!فرداش بازم قضیه دیروزی میشه. دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم؟ ملانصرالدین هم میگه: عیبی نداره! حالا خر سفید مال تو، خر سیاه مال من.

1000jok20.mihanblog.com



موتور

 

نوع مطلب :جک خنده دار ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

غضنفر اسم نویسی میکنه برای موبایل میگه خدا کنه نوکیا درآد!!

@@

یارو میره خواستگاری ازش می پرسن چکاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه لوازم یدکی گوسفند دارم!

@@

میدونی چینی ها به دوقلو چی میگن؟! این چون اون ، اون چون این!

@@

یارو  میخواسته بره شهرک آزمایش برا امتحان رانندگی ، صبح ناشتا میره

@@

 

غضنفر میره خارج یه موتور میدزده صاحبش داد میزنه : No . No غضنفر میگه نو یا کهنه می برمش.

@@@

به غضنفر میگن اسم دکترت چیه؟ میگه ترابی میگن اسم کوچیکش چیه : میگه فیزیو!

1000jok20.mihanblog.com



معلم

 

نوع مطلب :جک خنده دار ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!!

@@@

رئیس تیمارستان به یکی از مراقب ها می گوید: «من در این جا از همه راضی هستم، فقط دیوانه ای هست که اصرار دارد من برج ایفل را از او بخرم.»مراقب می گوید: «خب، چرا نمی خرید؟»رئیس تیمارستان می گوید: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما می خریدم!!!!

@@@

اولی: حیف نون چرا دستت شکسته ؟!حیف نون: دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم که یه دفعه دیوار تموم شد !!!

@@@

پدر از پسرش پرسید: امتحان ریاضی امروزت چطور بود؟
پسر: یکی از جوابهام غلط بود.پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.پدر: این خیلی عالیه، پس بقیه سؤال ها رو درست حل کردی؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقیه نگاه کنم...!!!!

@@@

معلم: «سعید، توجه کن! پنجاه تومان نخود، سی تومان لوبیا و چهل تومان گوشت خریدیم. جمعشان چقدر می شود؟»سعید پس از کمی فکر: «یک کاسه آب گوشت حسابی!!!

@@@

1000jok20.mihanblog.com



نخست وزیر

 

نوع مطلب :جک خنده دار ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

از غضنفر میپرسن نخست وزیر به انگلیسی چی میشه؟
میگه : first and under

@@@

 

به غضنفر میگن به زنبورهایی که از کندو محافظت میکنن چی میگن؟ غضنفر میگه : خسته نباشید!

@@

یه چوپان با گوسفنداش لج میکنه می بردشون چمن مصنوعی

@@@

یه نفر تو دانشگاه تاریخ میخونه ، ازش می پرسن: رشتت چیه؟ میگه : مهندسی اموات.

@@

خسیسه آب معدنی میخره ، به زنش میگه خانم آب بریز توش ، این خیلی غلیظه!!

1000jok20.mihanblog.com

غضنفر تا وارد خیابون یکطرفه میشه پلیس میگرتش ، پلیسه میگه کجا با این عجله؟

حیف نون میگه هر جای می خواستم برم دیگه دیر شده ببین همه دیگه دارن برمی گردن!!

@@@

از حیف نون میپرسن شیری یا روباه؟
میگه مگه خر چشه؟

@@

1000jok20.mihanblog.com



جک

 

نوع مطلب :جک خنده دار ،

نوشته شده توسط:مدیر وبلاگ

یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم!!!

@@

غضنفر دوتا کراوات زده بود که بره عروسی، بهش میگن چرا دوتا کراوات زدی؟
میگه: آخه عقد و عروسی با همه!

@@@@@@

قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟
غضنفر: جناب قاضی! خودش می‌خواست، هر وقت من را می‌دید،
می‌گفت یک سری به ما بزن!

@@

از طرف سوال می کنن عامل اصلی طلاق چیه ؟ میگه ازدواج

@@

یه روز غضنفر یه ملخ می گیره میگه بپر ملخه می پره ، یه پاشو میکنه میگه بپر ملخه می پره ، پای دومشو هم میکنه باز میگه بپر ایندفعه ملخه نمی پره. غضنفر یه نتیجه علمی می گیره: وقتی دوتا پای ملخ کنده شه ملخ کر میشه!!!!!!!

1000jok20.mihanblog.com



  • تعداد کل صفحات:8 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic